وكيل متخصص در مشهد وكيل متخصص در مشهد .

وكيل متخصص در مشهد

وكيل حقوقي

وكيل چيست؟


 

وكيل

وكيل بر اساس قراردادي به نام وكالت وكالت شخصي در امور حقوقي را انجام مي دهد

. وكالتنامه

در قرارداد يا وكالت نامه براي موكل شما مشخص شده است. وكيل هم نماينده شخص است و هم واسطه او در انجام وظايف محوله. وقتي وكالت نامه اي بين موكل و موكل تنظيم مي شود، مسئوليت هر دو طرف به وضوح مشخص مي شود.

ما گفتيم؛ وظيفه وكيل حفظ حقوق موكل و نماينده و ميانجي او در كليه امور است. اما موكل نسبت به اين وكالت وظايفي نيز در قبال وكيل خود دارد كه بايد به آن پايبند باشد. وكالتنامه اي كه بين آنها تنظيم مي شود يكي از رايج ترين و معتبرترين عقودي است كه در همه جوامع و اذهان مطرح است. بنابراين راه اندازي وكيل اولين قدم در انجام هرگونه فعاليت حقوقي بين وكيل و موكل مي باشد

انواع وكلا

اقسام وكلا عبارتند از: گاهي در دادگاه بيان وكيل پايه يك دادگستري را مي شنويم و يا در جاهايي بيان وكيل مدني را مي شنويم. گاهي اوقات يك وكيل توسط يك نفر براي ديگري استخدام مي شود. اما منظور ما اكثر انواع وكلا، وكلايي است كه ما داريم.

هدف ما كمك گرفتن از وكيل منتخب براي امور قضايي يا غير قضايي است؟؟ يا امور اداري مثل مسائل روزمره؟! يا وكيلي كه شخص ديگري براي مسائل حقوقي و غير فضايي استخدام كرده كه خودش قادر به گرفتن وكيل نيست؟ مثلاً فردي در زندان است و براي برخي امور نياز به نماينده قانوني دارد. پس در اين مورد سه نوع وكيل به شرح زير داريم.

وكيل؛ وكيلي كه تحصيلات دانشگاهي خود را در رشته هاي علوم پايه، فقه و حقوق گذرانده و در آزمون وكالت قبول شده است، رتبه بالايي در بين شركت كنندگان اين آزمون كسب كرده است. پس از اتمام دوره كارآموزي، اين وكلا داراي مجوز و آماده ارائه خدمات حقوقي به جامعه خواهند بود. وكلاي پايه يك دادگستري وكلاي طراز اول جامعه حقوقي هستند و بسيار قانون گرا هستند.

وكيل مدني؛ همه براي انجام امور اداري و حقوقي به وكيل مدني نياز دارند. وكيل مدني و موكل براي تنظيم وكالتنامه و تنظيم وكالتنامه به دفتر اسناد رسمي مراجعه مي كنند كه به موجب آن وكيل نماينده قانوني شخص در امور است.

وكيل واجد شرايط؛ مواقعي پيش مي آيد كه فرد براي دفاع از حقوق خود نياز به وكيل دارد، اما به دلايلي توان خريد وكيل را ندارد. در نتيجه شخصي را به عنوان واسطه براي مشورت با وكيل و تنظيم قرارداد وكيل تعيين مي كند.

به اين نوع وكيل كه توسط شخص ديگري استخدام مي شود وكيل واسطه مي گويند.

كليه وكلا از وكلاي رسمي قوه قضائيه هستند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ شهريور ۱۴۰۱ساعت: ۱۰:۲۱:۴۱ توسط:احمد طيبي موضوع: نظرات (0)

ابعاد حقوق شهروندي


 

مجموعه قوانين حاكم بر روابط افراد جامعه را مي توان حقوق شهروندي ناميد. اين حقوق متعلق به افرادي است

كه «تابعيت» يك كشور را دارند. صرف نظر از رنگ، قوميت، نژاد، مذهب و طبقه اجتماعي.

اتباع هر كشور داراي حقوق و وظايفي هستند كه در قالب قوانين مدون تصويب و براي اجرا به نهادها و دستگاه هاي اجرايي ابلاغ مي شود.

اگر چه به ساكنان يك شهر شهروند نيز گفته مي شود، اما اين اصطلاح و حقوق مربوط به آن منحصراً زماني به كار مي رود كه بخواهيم حقوق و منافع گروه خاصي از ساكنان يك كشور را درك و تشخيص دهيم. حقوق شهروندي را مي توان مجموعه اي از قوانين حاكم بر روابط افراد جامعه نيز تعريف كرد. حقوق شهروندي يك حق ذاتي بشر است. اين حقوق نيز غير قابل انتقال و غير قابل تقسيم هستند; به گونه اي كه عناصر آن براي يكديگر ضروري هستند. حال سوال اين است كه حقوق شهروندي به چه كساني اعطا مي شود؟ براي پاسخ به اين سوال ابتدا مفهوم شهروند را بيان مي كنيم. به گفته برخي كارشناسان، شهرنشينان زماني به «شهروند» ارتقا مي يابند كه به حقوق يكديگر احترام بگذارند و نسبت به جامعه مسئولانه رفتار كنند. نكته قابل توجه در اين مورد اين است كه افرادي به شهرونداني تبديل مي شوند كه داراي “شهروندي” يك كشور هستند. حقوق شهروندي نيز متعلق به شهروندان يك كشور صرف نظر از رنگ، قوميت، نژاد، مذهب و طبقه اجتماعي است.

در كشور ما نيز مسلمان بودن شرط برخورداري از حقوق شهروندي نيست. اين حقوق در واقع رنگ و بوي ملي دارد و به صفات مذكور مانند رنگ، قوميت، نژاد، مذهب و طبقه اجتماعي مربوط نمي شود.

برخي از حقوق شهروندي مندرج در قانون اساسي عبارتند از:

تربيت بدني و آموزش رايگان براي همه در تمام سطوح و تسهيل آموزش عالي.

مشاركت عمومي در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي.

تامين نيازهاي همه جانبه افراد و ايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه و حقوق برابر در برابر قانون.

زبان و خط رسمي و رايج مردم ايران فارسي است. بنابراين اسناد رسمي، مكاتبات، متون و كتب رسمي بايد به زبان و خط فارسي باشد، اما استفاده از گويش هاي محلي و قوميتي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس آنها در مدارس در كنار زبان فارسي آزاد است.

مردم ايران از هر قوم و قبيله از حمايت قانون يكسان برخوردارند و رنگ و نژاد و زبان و مانند اينها امتيازي نخواهند داشت.

همه مردان و زنان از حمايت يكسان قانون برخوردارند.

حيثيت، جان، مال، مسكن و شغل اشخاص مصون از تعرض و محفوظ است، مگر اينكه در قانون ترتيب ديگري مقرر شده باشد.

تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ كس را نمي توان به صرف داشتن نظر تحت تعقيب قرار داد.

در نهايت حقوق شهروندي يكي از اساسي ترين و اساسي ترين حقوق افراد است كه بدون آن شخصيت شهروندي شكل نمي گيرد.

در واقع حقوق شهروندي وظايف و مسئوليت ها را در ميان افراد جامعه تعريف مي كند و افراد را قادر مي سازد تا در تغييرات اجتماعي مشاركت و همزيستي داشته باشند.

بايد در نظر داشت كه مشاركت شهروندان در اداره شهرها موجب ثبات، ثبات و تداوم قوانين و مقررات جامعه و در نتيجه مسئوليت پذيري بيشتر مي شود و اگر اين مشاركت با آگاهي از قوانين و مقررات همراه باشد. ، قطعا موثرتر خواهد بود.

آگاهي از حقوق و تكاليف شهروندي نيز زمينه تكاليف متقابل شهروندان و مسئولان را فراهم مي كند.

مسائل مهم مربوط به حقوق شهروندي

از جمله موضوعات و موضوعاتي كه در حوزه حقوق شهروندي مطرح مي شود، حقوق شهروندي و كودكان است. حقوق شهروندي و زنان؛ حقوق شهروندي به عنوان مشتري؛ حقوق شهروندي، بهداشت و محيط زيست؛ حقوق شهروندي و سازمان هاي مردم نهاد (نظريه مترقي رئيس قوه قضاييه آيت الله رئيسي در خصوص مداخلات اجتماعي سازمان هاي مردم نهاد به ويژه در قوه قضاييه)؛ شهرداري ها، شوراهاي شهر و محله و حقوق شهروندي؛ حقوق شهروندي و فرهنگ آپارتمان نشيني؛ حقوق شهروندي بازرگان و رعايت حقوق خياباني و حقوق شهروندي نياز به زيرساخت ها و تغيير در رفتارها يا سرگرمي ها را در كلام ذكر كرد.

همچنين نظارت و تذكر به شهروند مسئول در چارچوب حقوق شهروندي با الهام از موضوع امر به معروف و نهي از منكر. حقوق شهروندي با محوريت حقوق اقتصادي و رويكرد مشاركت مردمي (ايجاد نهاد ملي براي ادغام و تقويت رفتارهاي مثبت اجتماعي) مانند عدم خريد كالاي خاص و مطالبه جمعي براي موضوعي خاص مانند اعتراض جمعي به كار. برخي از اتحاديه ها يا صحنه هاي ورزشي يا ممنوعيت بزرگ در مورد موضوعي مانند طرح بي خدا 2030 يا عموميج ممنوعيت هماهنگي قيمت تلفن براي افزايش قيمت، نوسانات بازار و تصميم گيري خارج از شبكه و … به منظور ايجاد تعادل در بازار به منظور كمك به دولت. موضوع ديگري است كه در حوزه حقوق شهروندي قابل بررسي است.

مجموعه قوانين حاكم بر روابط افراد جامعه را مي توان حقوق شهروندي ناميد. اين حقوق متعلق به افرادي است

كه «تابعيت» يك كشور را دارند. صرف نظر از رنگ، قوميت، نژاد، مذهب و طبقه اجتماعي.

اتباع هر كشور داراي حقوق و وظايفي هستند كه در قالب قوانين مدون تصويب و براي اجرا به نهادها و دستگاه هاي اجرايي ابلاغ مي شود.

اگر چه به ساكنان يك شهر شهروند نيز گفته مي شود، اما اين اصطلاح و حقوق مربوط به آن منحصراً زماني به كار مي رود كه بخواهيم حقوق و منافع گروه خاصي از ساكنان يك كشور را درك و تشخيص دهيم. حقوق شهروندي را مي توان مجموعه اي از قوانين حاكم بر روابط افراد جامعه نيز تعريف كرد. حقوق شهروندي يك حق ذاتي بشر است. اين حقوق نيز غير قابل انتقال و غير قابل تقسيم هستند; به گونه اي كه عناصر آن براي يكديگر ضروري هستند. حال سوال اين است كه حقوق شهروندي به چه كساني اعطا مي شود؟ براي پاسخ به اين سوال ابتدا مفهوم شهروند را بيان مي كنيم. به گفته برخي كارشناسان، شهرنشينان زماني به «شهروند» ارتقا مي يابند كه به حقوق يكديگر احترام بگذارند و نسبت به جامعه مسئولانه رفتار كنند. نكته قابل توجه در اين مورد اين است كه افرادي به شهرونداني تبديل مي شوند كه داراي “شهروندي” يك كشور هستند. حقوق شهروندي نيز متعلق به شهروندان يك كشور صرف نظر از رنگ، قوميت، نژاد، مذهب و طبقه اجتماعي است.

در كشور ما نيز مسلمان بودن شرط برخورداري از حقوق شهروندي نيست. اين حقوق در واقع رنگ و بوي ملي دارد و به صفات مذكور مانند رنگ، قوميت، نژاد، مذهب و طبقه اجتماعي مربوط نمي شود.

برخي از حقوق شهروندي مندرج در قانون اساسي عبارتند از:

تربيت بدني و آموزش رايگان براي همه در تمام سطوح و تسهيل آموزش عالي.

مشاركت عمومي در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي.

تامين نيازهاي همه جانبه افراد و ايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه و حقوق برابر در برابر قانون.

زبان و خط رسمي و رايج مردم ايران فارسي است. بنابراين اسناد رسمي، مكاتبات، متون و كتب رسمي بايد به زبان و خط فارسي باشد، اما استفاده از گويش هاي محلي و قوميتي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس آنها در مدارس در كنار زبان فارسي آزاد است.

مردم ايران از هر قوم و قبيله از حمايت قانون يكسان برخوردارند و رنگ و نژاد و زبان و مانند اينها امتيازي نخواهند داشت.

همه مردان و زنان از حمايت يكسان قانون برخوردارند.

حيثيت، جان، مال، مسكن و شغل اشخاص مصون از تعرض و محفوظ است، مگر اينكه در قانون ترتيب ديگري مقرر شده باشد.

تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ كس را نمي توان به صرف داشتن نظر تحت تعقيب قرار داد.

در نهايت حقوق شهروندي يكي از اساسي ترين و اساسي ترين حقوق افراد است كه بدون آن شخصيت شهروندي شكل نمي گيرد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ شهريور ۱۴۰۱ساعت: ۰۷:۱۵:۵۳ توسط:احمد طيبي موضوع: نظرات (0)

قرارداد اجاره

 

نكات مهم و نحوه تنظيم قرارداد اجاره

 

 

1- اضلاع و جهت آنها:

مشخصات كامل موجر و مستاجر و محل سكونت آنها (محل سكونت يا كار) در قرارداد ذكر شود. از آنجايي كه در صورت بروز اختلاف، احضاريه و ساير اسناد قضايي به نشاني مندرج در قرارداد ارسال مي شود، درج آدرس نادرست يا ناقص مي تواند موجب بي اطلاعي يكي از طرفين از روند رسيدگي و در نتيجه تضييع حقوق وي شود.

بنابراين، اصرار برخي از مالكان براي درج آدرس محل اجاره اي به عنوان محل سكونت، ممكن است به ضرر آنها تمام شود. در صورتي كه هر يك از طرفين قرارداد را به وكالت از شخص ديگري و به عنوان وكيل وي امضاء كند، بايد وكالت نامه درخواست و پس از بررسي دقيق، تصوير آن ضميمه قرارداد شود. لزومي ندارد كه موجر مالك مال مورد اجاره باشد و مالكيت منافع كافي است.

البته در اين مورد بايد توجه داشت كه حق انتقال منافع به غير او سلب نشده است. به عبارت ديگر، مستاجر (كه مالك منافع است) در صورتي كه اين حق در قرارداد اجاره از او سلب نشده باشد، مي تواند مورد اجاره را مجدداً به ديگري اجاره دهد.

2- مورد براي اجاره و استفاده مورد نظر:

محل اجاره و لوازم جانبي آن از جمله تلفن، پاركينگ و انباري ذكر شود. همچنين در صورتي كه عقد اجاره براي مقصود خاصي باشد مثلاً محل سكونت مستاجر، اين موضوع نيز در قرارداد ذكر شود.

3- مدت اجاره و اجاره:

معمولا قرارداد اجاره مسكن به مدت يكسال منعقد مي شود اما اجاره به مدت طولاني تر يا كوتاهتر بلامانع است. اجاره بايد همزمان با امضاي قرارداد به صورت نقدي پرداخت شود، مگر اينكه توافق ديگري صورت گرفته باشد.

4- ضمانت نقض قرارداد:

نقض برخي از شروط قرارداد براي طرف مقابل حق فسخ ايجاد مي كند. اما به دليل زمان بر بودن رسيدگي قضايي، اين حق فسخ در بسياري از موارد براي جلوگيري از تخلف يا جبران خسارات كافي نيست. مقتضي است در هنگام انعقاد قرارداد، براي تعهدات هر يك از طرفين، ضمانت اجرايي مانند «سپرده» قرار گيرد. وديعه مبلغي است كه متخلف بايد در صورت نقض قرارداد به طرف مقابل بپردازد. به عنوان مثال، اگر موجر از استرداد قرض الحسنه (رهن) به مستاجر امتناع ورزد يا مستاجر ملك مورد اجاره را تخليه نكند، اگرچه مي توان از طريق مراجع قضايي متخلف را مجبور به انجام تعهد كرد، معمولاً خسارت ناشي از آن. زمان از دست رفته جبران نخواهد شد تعيين تعهد اين زيان ها را جبران مي كند. ضمناً وجود چنين شرطي در قرارداد، تخلف از مفاد قرارداد را براي متخلف هزينه بر مي دارد و در نتيجه احتمال تخلف را كاهش مي دهد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ شهريور ۱۴۰۱ساعت: ۱۲:۵۷:۵۸ توسط:احمد طيبي موضوع: نظرات (0)

جرم محاربه

 

 

معاون حقوقي قوه قضائيه در نظريه مشورتي شماره 7/5119 مورخ 16 آبان 1377 چنين اظهار داشت: با توجه به اينكه در موارد ديگر به اين معنا به كار رفته و مجازات خاصي غير از حد شرعي در نظر گرفته شده است. . براي تنظيم آن، اگر نگوييم اين استفاده مجازي است، مي توان گفت كه رابطه بين آنها عمومي و خصوصي مطلق است. يعني فساد از جمله جنگ. در واقع از ديدگاه معاونت حقوقي قوه قضائيه اين دو عنوان مجرمانه دو عنوان مستقل هستند كه گاه با هم تداخل دارند.

ماده 286 قانون مجازات اسلامي مصوب 1391 در خصوص جرم انگاري افساد في الارض مي گويد: اشاعه مواد سمي، ميكروبي و خطرناك يا ايجاد مراكز فساد و فحشا يا كمك به آنها به نحوي كه موجب اخلال شديد در نظم، ناامني و يا عمده شود. . آسيب رساندن به تماميت فيزيكي افراد يا اموال عمومي و خصوصي يا گسترش فساد. يا اگر فحشا فراگير شود، مفسد محسوب مي شود و به اعدام محكوم مي شود».

طبق مواد 279، 280، 281 و 282 قانون مجازات اسلامي «محاربه عبارت است از حمل سلاح به قصد كشتن، ارعاب يا ارعاب مردم به نحوي كه موجب ايجاد ناامني در محيط شود». «كسي كه با انگيزه شخصي عليه يك يا چند نفر سلاح به دست بگيرد و عمل او علني نباشد و همچنين كسي كه بر عليه مردم سلاح به دست بگيرد اما به دليل ناتواني امنيت آنها را سلب نكند، محسوب نمي شود. يك دشمن. "شخص يا گروهي كه براي دفاع و مبارزه در برابر جنگ سالاران سلاح به دست مي گيرد، جنگ سالار نيست." يكي از چهار مجازات جنگ اعدام است.

اما كدام قوانين به فساد در جهان اشاره دارند؟ قانون مبارزه با مواد مخدر؛ قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء، اختلاس و كلاهبرداري؛ قانون اخلالگران اقتصادي؛ قانون مجازات نيروهاي مسلح; قانون مجازات عبور كنندگان مرزي؛ قانون تشديد مجازات اسكناس هاي تقلبي؛ قانون تشديد مجازات انحصارگران و فروشندگان؛ فساد در جهان در قانون مجازات فعالان سمعي و بصري و قانون مبارزه با قاچاق انسان ذكر شده است. آدم براي جنگجو بودن بايد اسلحه داشته باشد سرد يا گرم فرقي نمي كند. البته بايد توجه داشت كه هر سلاحي محاربه نيست و ممكن است افراد براي دفاع از خود يا ديگران اسلحه برداشته باشند كه ديگر نمي توان گفت محاربه است و بايد در جاي ديگري بحث شود.

هدف سلاح بايد كشتن مردم و مال و ناموس و ارعاب مردم باشد و اعمال او باعث ناامني مي شود. يعني هدف انسان اينهاست، ولي اگر با شخص يا اشخاصي دشمني شخصي داشته باشد يا به قصد سرقت سلاح و مجروح كردن چند نفر ديگر باشد، نمي توان او را دشمن دانست. پس براي جنگ سالار بودن بايد هدف انسان سلب امنيت و آسايش و مقصودش مال و جان و ناموس و... باشد.

عموميت جرم نيز مهم است; نيت و عمل فرد بايد كل جامعه را در برگيرد و عنوان كلي داشته باشد و امنيت كل جامعه را نفي كند و همانطور كه بيان شد نبايد بر اساس دشمني شخصي باشد.

تفاوت فساد در دنيا با جنگ

تفاوت فساد در دنيا با جنگ چيست؟ در تعريف فساد در دنيا كليات وجود دارد ولي در كل هدف برهم زدن امنيت و محروميت زدايي جامعه است و ملاك فقط گرفتن اسلحه نيست بلكه در جنگ هر چند هدف باشد. مخالف. امنيت كشور، اما تنها به دست گرفتن اسلحه براي پول، ثروت، ناموس و ارعاب مردم، ملاك عنوان رزمنده است.

در افساد في الارض مي توان ارتكاب (عمل) يا عدم ارتكاب جرم را انجام داد، اما در محاربه بايد كاري كرد كه عليه امنيت جامعه اسلحه به دست بگيرد.

طبق ماده 286 قانون مجازات اسلامي، مفسد نه تنها براي امنيت داخلي، بلكه براي امنيت بيروني كشور نيز مي تواند اقدام كند، اما هدف دشمن فقط امنيت داخلي است.

بر اساس اعلام سازمان قضايي نيروهاي مسلح، قانون مجازات اسلامي مصوب 1392 عناوين مجرمانه «محارب» و «افساد في الارض» را به طور ارثي تفكيك و در فصلي جداگانه به بحث گذاشته است. يعني قانونگذار در قانون جديد مطالب مربوط به محاربه را در فصل خود و مطالب مربوط به فساد را در فصلي ديگر قرار داده است. در قانون جديد، مواد 279 تا 285 به «جنگ» اختصاص دارد.

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۳ شهريور ۱۴۰۱ساعت: ۱۰:۰۳:۴۱ توسط:احمد طيبي موضوع: نظرات (0)

رابطه نامشروع

 

 

رابطه نامشروع به معناي رابطه خلاف شرع است و دو معناي عام و خاص دارد. رابطه نامشروع در معناي عام، هر رابطه اي است كه در شرع به طور كلي مجاز نباشد. اما رابطه نامشروع به معناي خاص هر نوع رابطه اعم از جنسي، جسمي، غيرجنسي و غير جسمي زن و مرد، پيوند زناشويي ندارد و اين روابط حرام و قابل مجازات است.

قوانين زنا

رابطه نامشروع در مقابل رابطه مشروع است و به معناي رابطه زن و مرد نامشروعي است كه حدود شرعي و شرعي را رد كرده و خارج از حد تعيين شده با يكديگر رابطه برقرار كرده اند. در قانون ايران، طبق ماده 637 قانون مجازات اسلامي، جرم رابطه نامشروع اين گونه تعريف شده است: «مادامي كه زن و مردي كه با يكديگر ازدواج نكرده اند، مرتكب روابط نامشروع يا اعمال خلاف حيا مي شوند. نسبت به زنا، مانند بوسيدن يا در آغوش گرفتن، گناهكارند.»

منظور از پيوند زناشويي اين است كه زن و مردي كه به سن بلوغ رسيده اند تنها در صورتي مي توانند رابطه برقرار كنند كه با قرائت صيغه اين رابطه مشروعيت پيدا كند و در نتيجه كليه روابطي كه خارج از پيوند زناشويي است غير قانوني است. . اگر هم باشد مشمول مجازات جرم رابطه نامشروع است.

حكم رابطه نامشروع

رابطه نامشروع از نظر كيفري آثاري دارد و اگر معناي عام آن را در نظر بگيريم از نظر حقوق شهروندي نيز آثاري دارد. ماده 637 ق.م.ا از روابط نامشروع غير از زنا و زنا ياد مي كند و زنا و زنا در قسمت زنا مورد بررسي قرار گرفته است. در قانون مدني در ماده 1056 به زنا و در برخي مواد ديگر به زنا و آثار حقوقي آن اشاره شده است و به همين دليل روشن است كه جرم رابطه نامشروع از موارد مختلف قابل بررسي است. جهات و در نتيجه احكام رابطه نامشروع نيز حسب مورد متفاوت خواهد بود.

ماهيت جرم زنا؛ آيا شكايت از رابطه زناي محصنه قابل گذشت است؟

رابطه نامشروع توسط قانونگذار جرم تلقي شده و جرم تلقي شده و براي آن مجازات در نظر گرفته شده است. رابطه نامشروع يكي از جرايم منافي عفت است و نياز به شكايت شاكي خصوصي ندارد. به عبارت ديگر رابطه نامشروع جرمي غيرقابل گذشت است زيرا نظم و امنيت جامعه را مختل مي كند و اگر شاكي خصوصي وجود نداشته باشد يا شاكي از شكايت خود صرف نظر كند، تأثيري در مجازات مجرم و مجازات مجرم ندارد. فرد ناپديد نمي شود

آيا زنا فقط زنا است؟

بديهي است كه زنا يكي از روابط نامشروع است، اما هر رابطه اي نامشروع نيست. به بيان ساده تر، در تحقق جرم زناي محصنه، شرط اصلي برقراري رابطه جنسي بين زن و مرد مجرد به ميزان مقرر در قانون است. اما در جرم رابطه نامشروع الزاماً رابطه جنسي احراز نمي شود و يا ميزان نزاع براي احراز عنوان زنا كافي نيست. ماده 637 قانون مجازات اسلامي مصوب 1391 جرم زنا را تعريف و مجازات آن را مشخص كرده است.

انواع رابطه نامشروع در حقوق

ماده 637 قانون مجازات اسلامي رابطه نامشروع را چنين تعريف مي كند: «هرگاه زن و مردي كه ازدواج نكرده اند مرتكب رابطه نامشروع يا عمل منافي عفت غير از زنا شوند، مانند تقبيل (بوسيدن) يا دجاجه. و با هم خوابيدن) به 99 ضربه شلاق محكوم مي شوند و در صورت قهر (زور و اكراه) و اكراه فقط اكراه كننده مجازات مي شود.

بنابراين، اگر زن و مرد با يكديگر محرم نباشند (اعم از ازدواج دائم يا موقت) و به دليل انجام كارهاي منافي عفت و درگير بودن، اعمالي مانند بوسيدن يكديگر، گاهي دست در دست گرفتن، با هم خوابيدن و مانند آن را انجام دهند. تعارض با عفت ، نظم، منفعت و مصلحت جامعه مجازات مي شود. اگر يكي از طرفين رابطه نامشروع مجبور به عملي شود و به زور و اكراه آن را به گونه اي انجام دهد كه خارج از اراده و رضايت او باشد، جرم متوجه او نمي شود و فقط اجبار كننده مجازات مي شود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۳ شهريور ۱۴۰۱ساعت: ۰۱:۳۰:۴۸ توسط:احمد طيبي موضوع: نظرات (0)

سقف مطالبه مهريه

قبلاً در صورت مطالبه مهريه زوجه و عدم تمكن مالي زوج، تا زماني كه توانايي مالي لازم را پيدا نكند، به حبس محكوم مي شد. اين در حالي است كه طبق قانون جديد حبس براي مهريه فقط تا 110 سكه بهار آزادي يا معادل آن اجرا مي شود و نسبت به مازاد بر آن نيز قانونگذار اثبات استطاعت زوج را شرط مطالبه مهريه قرار داده است. از همسر

در صورتي كه زوجين قادر به پرداخت 110 سكه از مهريه به نسبت مازاد بر آن باشند، به هيچ عنوان امكان حبس وي وجود ندارد.

بر اين اساس اگر مردي بايد 500 سكه مهريه بپردازد، در صورت مطالبه مهريه از همسرش، اگر 110 سكه را به يكباره بپردازد، 390 سكه باقي مانده زنداني نمي شود و اگر نتواند 110 سكه را بپردازد. ، او بايد به زندان برود.

بر اساس ماده 3 قانون جديد نحوه اجراي محكوميت هاي مالي مصوب 24 مهر 1392 «در صورتي كه وصول مهريه از طرق مذكور در اين قانون ممكن نباشد، زوج به درخواست زوجه حبس مي شود. تا اجراي حكم يا قبول دعوي طلاق يا رضايت زوجه.» "

سوالي كه در اين بين مطرح مي شود اين است كه اگر مردي درخواست مهريه كند آيا مي تواند از پرداخت مهريه خودداري كند يا خير؟

طبق قانون نمي توان از پرداخت مهريه اجتناب كرد; اگر همسر صاحب خانه با مجرد ازدواج كرده باشد چه مي شود. به عبارت ديگر مهريه شرعي بر عهده زوجين است كه بايد آن را بپردازند.

از طرفي صرف طرح دعواي اعسار تا سي روز پس از اجراي دعواي مطالبه مهريه يكي از دلايل عدم حبس زوج است، بنابراين با فرض قبول دعواي غصب از سوي دادگاه، زوجين همچنان مكلف هستند. براي پرداخت مهريه اما به صورت اقساطي. يا در يك دوره معين


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ شهريور ۱۴۰۱ساعت: ۰۲:۵۵:۰۹ توسط:احمد طيبي موضوع: نظرات (0)

ارتكاب قتل عمدي

 

 

جرم قتل، قتل انسان به دست انسان ديگر است و طبق قانون مجازات اسلامي قتل به سه قسم عمدي، شبه عمدي و خطاي محض تقسيم مي شود.

به گزارش ايسنا، در جرم قتل اگر قتل با عمد قبلي انجام شده باشد قتل عمدي است اما قتل شبه عمد يك درجه پايين تر از قتل عمد است و در سيستم قضايي معمولاً قتل شبه محسوب مي شود. عمدي در صورتي كه قتل به قصد آسيب رساندن انجام شده باشد اما قتل نباشد. خواهد بود اگر قتل شخص ديگري كاملاً تصادفي و بدون قصد قتل يا آسيب رساندن باشد، اين مرگ در برخي كشورها در زمره مرگ تصادفي (نه قتل) و در برخي ديگر از كشورها از جمله كشور ما، تصادفي محسوب مي شود. قتل (يا غير عمد) ) خوانده مي شود.

طبق قانون مجازات اسلامي قتل به عمد، شبه عمد و سهو محض تقسيم مي شود.

طبق ماده 290 قانون مجازات اسلامي جرم در موارد زير عمدي محسوب مي شود:

«الف- هر گاه مرتكب با انجام كاري قصد ارتكاب جنايت به شخص يا اشخاص معين يا شخص يا افراد نامعلومي از گروهي را داشته باشد و در آن عمل، جنايت مقصود يا مانند آن واقع شود، خواه آن فعل. ارتكاب معمولاً باعث وقوع آن جرم يا مانند آن مي شود.

ب- هرگاه مرتكب عمداً كاري را انجام دهد كه معمولاً موجب جرم يا چيزي شبيه آن مي شود، هر چند قصد ارتكاب آن جنايت يا چيزي شبيه آن را نداشته باشد، ولي آگاه و آگاه باشد كه آن عمل معمولاً موجب آن جنايت يا مانند آن مي شود. . .

ص ـ هرگاه مرتكب قصد ارتكاب جرم يا مانند آن نداشته باشد و كاري كه انجام داده موجب جرم يا مانند آن براي افراد عادي نباشد ولي در مورد قرباني به دليل بيماري، ضعف، كهولت سن. سن. يا هر موقعيت ديگري يا به دليل موقعيت خاص در مكان يا زمان، معمولاً باعث آن جرم يا مانند آن مي شود، مشروط بر اينكه مرتكب از وضعيت غيرعادي قرباني يا موقعيت خاص در مكان يا زمان آگاه باشد.

ت- هر گاه مرتكب بدون هدف قرار دادن شخص يا گروه خاصي قصد ارتكاب جرم يا چيزي شبيه آن را داشته باشد و جرم مورد نظر يا چيزي شبيه آن عملاً اتفاق بيفتد، مانند بمب گذاري در اماكن عمومي.

تبصره 1- در بند (ب) عدم آگاهي و توجه مرتكب بايد ثابت شود و در صورت عدم اثبات جرم عمدي است مگر اينكه جرم فقط به دليل حساسيت زياد محل جراحت واقع شده باشد. و حساسيت بالاي محل آسيب اغلب مشخص نيست. در اين صورت آگاهي و توجه مرتكب بايد ثابت شود و در صورت عدم اثبات جرم عمدي ثابت نمي شود.

تبصره 2- در بند (ج) علم و توجه مرتكب به اين كه عمل معمولاً موجب جنايت يا مشابه آن متضرر مي شود بايد ثابت شود و در صورت عدم اثبات جرم عمدي ثابت نمي شود.

قتل عمدي در صورتي رخ مي دهد كه قاتل اين عمل را دقيقاً به قصد كشتن مقتول انجام دهد. حتي در مواردي كه خودكشي عملي كشنده محسوب نمي شود، اما با توجه به شرايط قرباني از قبيل كهولت سن، از كارافتادگي، كودكي و... مرتكب جرم مرتكب قتل عمدي شده است.

طبق ماده 291 قانون مجازات اسلامي، جرم در موارد زير عمدي محسوب مي شود:

«الف- هرگاه مرتكب قصد رفتاري نسبت به مجني عليه داشته باشد، اما قصد ارتكاب جرم يا مانند آن را نداشته باشد و از مواردي نيست كه در تعريف جرايم عمدي قرار گيرد.

ب- در صورتي كه مرتكب نسبت به موضوع جهل باشد، مانند اينكه با اين باور كه موضوع رفتار او شيء يا حيوان يا اشخاص مشمول ماده (302) اين قانون است، مرتكب جرم شود، خلاف آن معلوم مي شود.

ص ـ در صورت وقوع جرم به تقصير مرتكب مشروط بر اينكه جنايت يا مانند آن در تعريف جنايت عمدي لحاظ نشده باشد.

طبق ماده 292 قانون مجازات اسلامي، جرم در موارد زير خطاي محض محسوب مي شود:

«الف- خواب و بيهوش بودن و مانند آنها.

ب- مرتكب صغير يا مجنون باشد.

ج ـ جنايتي كه مرتكب نه قصد ارتكاب جنايت عليه مقتول را داشته باشد و نه قصد آسيب رساندن به مجني عليه مانند پرتاب تير به قصد شكار و اصابت به شخص.

تبصره - در مورد بندهاي (الف) و (ج) اگر مرتكب آگاه و آگاه باشد كه عمل او معمولاً موجب جنايت عليه ديگري مي شود، جرم عمدي محسوب مي شود.

در اين مورد هدف قاتل اصلا مقتول نبوده و مقتول به طور اتفاقي توسط قاتل در مسير مرگ قرار گرفته است. يك مثال از قتل خطاي محض، تأثير يك پيكان خطا در موارد مختلف است. البته قتل ديگري به نام قتل شهواني وجود دارد كه در آن قتل در اثر رابطه جنسي صورت مي گيرد.آزار دائمي قرباني توسط قاتل پديده قتل شهواني اغلب در بين مردان و قاتلان زنجيره اي رخ مي دهد.

همچنين بر اساس ماده ۲۹۳ قانون مجازات اسلامي «هرگاه شخصي مرتكب جرم عمدي شود ولي نتيجه رفتار ارتكابي بيش از آنچه قصد داشته باشد، در صورتي كه جرم در تعريف جرايم عمدي قرار نگيرد، اين است. عمد كمتر از جنايت و عمدتر از جنايت شبه عمد محسوب مي شود مانند قطع انگشت و موجب قطع دست يا مرگ او كه به قطع عمدي انگشت و بريدن دست شبه عمد تشبيه مي شود. يا مرگ

طبق ماده ۲۹۵ قانون مجازات اسلامي «هرگاه كسي كه متعهد به انجام آن كار شده يا از وظيفه خاصي كه قانون بر عهده او گذاشته است صرف نظر كند و به موجب آن جرمي واقع شود در صورتي كه توانايي انجام آن عمل را داشته باشد. ، جرم است." نتيجه مستند به او بوده و حسب مورد عمدي، شبه عمدي يا خطاي محض است، مثلاً مادر يا دايه اي كه شيردهي را بر عهده گرفته است به كودك شير نمي دهد يا پزشك يا پرستار وظيفه قانوني خود را رها مي كند. .

مجازات اصلي قتل عدام است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۹ شهريور ۱۴۰۱ساعت: ۰۷:۱۴:۴۹ توسط:احمد طيبي موضوع: نظرات (0)

تعريف پولشويي الكترونيكي

گاهي اوقات هنگام استفاده از كارت هاي اعتباري خود با اين گزينه مواجه مي شويد: حساب شما مسدود شده است. پس از درخواست و پيگيري، هزينه پولشويي الكترونيكي از شما دريافت خواهد شد. اين سوال براي شما پيش مي آيد كه جرم پولشويي الكترونيكي چيست؟

جرم پولشويي الكترونيكي استفاده از سيستم هاي الكترونيكي براي انتقال پول هاي به دست آمده غيرقانوني است، يعني پول هايي كه مجرمان در بانك ها سپرده گذاري كرده اند تا بتوانند از آن استفاده كنند. اين وكيل پولشويي الكترونيكي مي گويد: به عبارت ديگر مجرمان از پولي كه (غيرقانوني و غيرقانوني) از طريق دستگاه هاي الكترونيكي (همان بانكداري الكترونيك) از كشوري به كشور ديگر به دست آورده اند استفاده مي كنند و به صورت ظاهراً مشروع اقدام به تطهير آن مي كنند. انجام مي دهند.

در موارد مربوط به پولشويي الكترونيكي، با توجه به امنيت و حفاظت بيشتر از محيط بانكداري الكترونيك و همچنين مسائل مربوط به بخش خصوصي سازي و همچنين ارتكاب اين قانون (ه.-پولشويي) با وجود خطرات موجود كه قوانين ملي و بين المللي را نقض مي كند. است. ارتكاب جرم پولشويي الكترونيكي نيز يك جرم بين المللي است.

با گسترش علم و فناوري و ورود رايانه و اينترنت به زندگي بشر، نه تنها بر روند زندگي تأثير گذاشت، بلكه تأثيرات گسترده اي بر جرم و جنايت داشت. اكثر جرايم از سنتي به مدرن تغيير كرده اند. يكي از اين جرايم كه مي توان به آن اشاره كرد، جرم پولشويي الكترونيكي است. در اين روش مجرمان از فضاي مجازي براي ارتكاب سريعتر جرم استفاده مي كنند.

تشريفات ارتكاب جرم پولشويي الكترونيكي

مراحل جرم پولشويي الكترونيكي با توجه به پيچيدگي ها و عواملي كه منجر به تحقق اين جرم مي شود آورده شده است. دليل آن وجود اصطلاحي به نام پولشويي يا پولشويي است. مجرمان پس از به دست آوردن پول زياد، مخفيانه پول را در پوششي از ابهام به خارج از كشور منتقل مي كنند كه هدف اصلي همين است.

يك وكيل متخصص در جرايم پولشويي در پرونده هاي مرتبط با پولشويي الكترونيكي مي گويد: مجرمان تنها مجاز به انتقال 150 ميليون ريال به ارز داخلي (ايران) براي برداشت و انتقال وجه از طريق بانك ها و دستگاه هاي الكترونيكي هستند. و 10000 يورو در بانك جهاني است. مقادير اضافي ممنوع است.

اين وكيل پولشويي الكترونيكي مي گويد: مراحل وقوع جرم پولشويي الكترونيكي يا به عبارتي فرار از مبارزه با جرم پولشويي الكترونيكي مجرمان بايد سه مرحله اصلي را طي كنند كه به شرح زير است:

1- مرحله قرارگيري:

اين مرحله يعني مقدار پولي كه از طريق تجارت الكترونيكي يا خريد ملك يا ارز از طريق كارت هوشمند به دست مي آيد، بدون اينكه طرفين يكديگر را ببينند يا بشناسند. انجام شده. اين وكيل پولشويي مي گويد: مجرمان در اين مرحله مبالغ كلان آنها را شكسته و از كشور خارج مي كنند.

در اين مرحله مجرمان براي فريب ماموران بين پول و منبع اصلي آن فاصله ايجاد مي كنند. اين وكيل پولشويي الكترونيكي در ادامه مي گويد: مرحله لايه بندي در واقع مخفي شدن منبع پول است. به عنوان مثال گروهي از قاچاقچيان از حمل و نقل اسلحه و مهمات پول زيادي به دست آورده اند. در مرحله اول در موسسات سرمايه گذاري مي شود. در مرحله بعد از طريق شعبه هاي زيرمجموعه در موسسه خريد و فروش مي كنند كه مثلا موسسه چند شعبه داشته باشد.

نكته: لازم به ذكر است مرحله لايه بندي يكي از مهمترين مراحل جرم پولشويي الكترونيكي است.

3- مرحله ادغام يا مرحله ادغام:

اين مرحله كه آخرين مرحله است، جايي است كه پول به صورت رسمي وارد سيستم مي شود. به گونه اي كه اين روند گردش كاملا قانوني، پاك و مشروع بوده است. اين مرحله مي تواند به صورت خريد سهام يك شركت معتبر و قانوني باشد


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ شهريور ۱۴۰۱ساعت: ۰۷:۱۹:۱۱ توسط:احمد طيبي موضوع: نظرات (0)

احكام دادگاه

در اين مطلب قصد داريم به بررسي انواع احكام قضايي و تعريف هر يك بپردازيم. بررسي اين احكام به منظور افزايش سطح آگاهي كاربران انجام مي شود تا افراد بتوانند در مواجهه با موارد مشابه وظايف خود را بشناسند و بهتر تصميم بگيرند. البته مطالعه اين مقاله نيازي به مشاوره با وكيل پايه يك دادگستري براي تصميم گيري در مورد زمان اجراي حكم را برطرف نمي كند و همچنان به كاربران توصيه مي كنيم در صورت صدور حكم قضايي، چه در دادگاه، از خدمات موسسه حقوقي استفاده كنند. پرونده ها يا در پرونده هاي جنايي. براي مشاوره معتبر است اما كاربران ايراني آگاه و آگاه امروزي بايد با انواع اين احكام آشنا باشند. امروزه هر روزه پرونده هاي حقوقي و كيفري زيادي در محاكم قضايي بررسي مي شود كه همگي مشمول يكي از انواع احكام مي باشند. تعريف هر يك از اين احكام از نظر قانون متفاوت است. بسته به نوع مورد و البته نوع جمله، كاربر بايد اقدامات مختلفي را براي خلاصي از آن انجام دهد. اينكه كدام يك از اين احكام قابل بررسي است يا امكان اعتراض وجود دارد و اين احكام چه مجازاتي را براي فرد تعيين مي كند، مواردي است كه در ادامه به بررسي دقيق آن ها مي پردازيم. تعريف حكم قضايي قبل از اينكه با انواع قرار دادگاه آشنا شويد، ابتدا بايد تعريف جامعي از خود حكم دادگاه را بررسي كنيم. به طور كلي تصميم و نظري كه در دادگاه براي محتواي پرونده و موضوع مورد رسيدگي صادر مي شود، حكم اطلاق مي شود. حكم يك اصطلاح حقوقي است كه به نظر و تصميم دادگاه براي يك پرونده حقوقي يا كيفري اطلاق مي شود. تقسيم اقسام حكم بر اساس نوع اجرا و شرايط خود پرونده است. گاه لفظ دستور به نظر و تصميم دادگاه نيز اطلاق مي شود كه تعريفي متفاوت از حكم دارد. در رأي صادره دستور دادگاه بايد توسط طرفين اجرا شود و نظر دادگاه در مورد كلي يا جزئي بودن پرونده شما بوده است. در غير اين صورت نظر و تصميم به اصطلاح دادگاه اعمال خواهد شد. حكم دادگاه ممكن است شما را مجبور به انجام كاري كند يا حتي شما را از انجام كاري كاملاً منع كند. لازم به ذكر است كه حكم صادره از دادگاه بايد مورد قبول و اجرا طرفين دعوا قرار گيرد. در غير اين صورت ممكن است در مقابل خود دادگاه مجرم شناخته شويد و به جرم بي احترامي به دادگاه و قضاوت محاكمه شويد. براي رهايي از اين شرايط بايد پس از صدور حكم نسبت به اجراي آن اقدام كرده و دعوي را حل و فصل كنيد. انواع احكام دادگاه پس از تعريف و بيان پيش نيازهاي لازم براي صدور حكم دادگاه، نوبت به بررسي انواع احكام دادگاه و بيان شرايط هر يك مي رسد. البته يادآوري مجدد اين نكته ضروري است كه آشنايي با تعريف هر يك از انواع احكام قضايي، نياز شما را به مراجعه به وكيل پايه يك دادگستري و مشورت با وي براي تصميم گيري بهتر برطرف نمي كند. زيرا هر يك از اين احكام مفاد و نكات زيادي پشت پرده دارد كه با توجه به پرونده و مفاد آن فقط يك فرد مجرب و متخصص مي تواند به شما بگويد. انواع طلاق و آثار آن را در ادامه مطلب بخوانيد بنابراين بر اساس مندرجات اين تعاريف تصميم نگيريد و حتما مطالب پرونده خود را با يك فرد آگاه و متخصص در ميان بگذاريد. عدم دقت در چنين مواردي مي تواند صدمات جبران ناپذيري به شما وارد كند. اما تصميمات دادگاه ها در قالب آراي قضايي به 5 دسته كلي تقسيم مي شوند. 1- اعلامي و ثابت 2- غيابي و فعلي 3- قطعي و غير قطعي 4- قطعي و غير قطعي 5- لازم الاجرا و غيرقابل اجرا احكام قضايي انواع مختلفي دارند كه در ادامه قصد داريم هر يك را جداگانه تعريف كنيم و قوانين مربوط به هر كدام همچنين مرور كنيم حكم اعلامي و تأسيسي نام اعلاميه و فرمان تأسيس، تعريف روشني براي اين احكام است. در تصميم دادگاه پس از رسيدگي كامل به پرونده و شكايت شاكي، وضعيت جديدي ايجاد نمي كند. يعني اگر براي تعيين تكليف پرونده حقوقي به دادگاه مراجعه كرده ايد و دادگاه در اين زمينه حق شما را تشخيص مي دهد، تصميم خود را در قالب يك تصميم قضايي به طرفين اعلام مي كند و بر اجراي قانون تاكيد مي كند. عبارت. به اين ترتيب چيز جديدي به پرونده حقوقي قبلي اضافه نمي شود. از طرف ديگر، اگر حكم قضايي دادگاه، حكم جديدي باشد و با شرايط اوليه حقوقي بين طرفين متفاوت باشد، به آن حكم قضايي ثابت مي گويند. به همين دليل از صدور حكم جديد به عنوان اصطلاح مستقر ياد مي شود. البته ذكر اين نكته نيز ضروري است كه گاه تشخيص نوع حكم دادگاه چندان آسان نيست. به عنوان مثال، در پاراگراف هاي بعدي متوجه مي شويد كه يك حكم مي تواند هر دو دفي باشد


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۷ شهريور ۱۴۰۱ساعت: ۰۹:۲۵:۲۲ توسط:احمد طيبي موضوع: نظرات (0)

گذشت از قصاص


گذشت از قصاص

 

 

يكي از مواردي كه قصاص را مستثني مي كند، اعلام معافيت اولياي دم از اجراي حكم قصاص است كه ممكن است با دريافت غرامت به ميزان ديه و يا سازش كمتر يا بيشتر از ديه انجام شود. عفو مجرم بدون گرفتن ديه و مجاني.

به گزارش ايسكانيوز، يكي از مواردي كه قصاص را مستثني مي كند، اعلام اولياي دم از اجراي حكم قصاص است كه ممكن است با دريافت غرامت به مقدار وجه يا مصالحه كمتر يا بيشتر از پول باشد. ، يا با عفو مجرم بدون گرفتن پول و مجاني. اتفاق افتادن

براي آشنايي با ابعاد مختلف اين موضوع، مقاله زير را مطالعه كنيد:

زماني كه قتلي رخ مي دهد، بستگان مقتول به دنبال انتقام قاتل و گرفتن خون عزيزشان مي آيند. انتقام يك حق است، اما برخي از والدين ممكن است به دلايل مختلف - خواه نياز مالي، خيرخواهي يا بخشش قاتل - از انتقام اجتناب كنند و جان يك انسان ديگر را نجات دهند. در اين سخنراني در مورد بخشش انتقام، مصالحه بر پول و آثار آن صحبت خواهيم كرد.

پدر و مادر من چه كساني هستند؟

معافيت از قصاص براي والدين مقتول محفوظ است و هيچ كس ديگري نمي تواند تقاضاي قصاص كند يا آن را ببخشد. اما عاقبت وارث مقتول است مگر زن (مرد يا زن) كه حق قصاص ندارد.

وراث يا پدر و مادر متوفي عبارتند از:

طبقه اول: پدر، مادر و فرزندان (در صورت عدم وجود فرزند، نوه مقتول حق دارد).

طبقه دوم: پدربزرگ، مادربزرگ، خواهر و برادر (در صورت عدم وجود خواهر و برادر، خواهرزاده يا برادرزاده حق دارند).

طبقه سوم: عمه، عمو، عمه و عمو (اگر هيچ كدام از اينها موجود نباشد، فرزندانشان حق دارند).

در توضيح اين طبقه بندي بايد گفت كه وراث طبقه بعدي زماني ارث مي برند كه از وراث طبقه قبل احدي نباشد; به عبارت ديگر، اگر شخصي كشته شود و فرزند، نوه و پدر و مادري نداشته باشد، افراد طبقه دوم يعني خواهر و برادر و پدربزرگ و مادربزرگ او حق قصاص دارند، اما اگر مقتول حتي يك فرزند داشته باشد، قصاص است. نوبت افراد طبقه بعدي نيست. تنها فرزند قرباني داراي حق قصاص يا گذشت محسوب مي شود.

البته بايد توجه داشت كه اگر مرتكب جرم از ورثه باشد قائم مقام محسوب نمي شود و حق قصاص و مهريه ندارد. مثلاً پسري كه پدرش را كشته است ديگر پدرش نيست. بنابراين رحلت او از خون پدر مانع از مجازات او نمي شود.

بخشش انتقام

اختلاف نظر اولياي ميت در بخشش و قصاص چه حكمي دارد؟

حال سؤالي كه ممكن است براي خواننده پيش بيايد اين است كه اگر شخصي چند فرزند داشته باشد و برخي از آنها تقاضاي قصاص كنند و برخي ديگر طلب بخشش يا مهريه كنند تكليف چيست؟ در پاسخ بايد گفت:

اولاً اگر برخي از پدر و مادرم خواهان قصاص و برخي ديگر خواهان مهريه باشند، قاتل قصاص مي شود و سهم مهريه افرادي كه تقاضاي مهريه مي كنند توسط اولياي دم به آنها پرداخت مي شود.

ثانياً اگر برخي از اولياي دم بخواهند قصاص كنند و برخي ديگر قاتل را عفو كنند، قاتل قصاص مي شود و بخشي از ديه افرادي كه بخشيده اند به قاتل پرداخت مي شود.

شرايط قبولي چيست؟

اولاً صاحبان حق قصاص مي توانند در هر زمان قبل از اجراي حكم قصاص قاتل را ببخشند; بنابراين، حتي اگر قاتل بر چوبه دار باشد، با فوت پدر و مادرم از قصاص رهايي مي يابد. اما بعد از فوت امكان بازگشت وجود ندارد و اگر پدر و مادرم قاتل را بكشند قاتل محسوب مي شوند.

ثانياً، اگر مقتول قبل از مرگ قاتل را عفو كرده باشد، والدين او ديگر نمي توانند از قاتل انتقام بگيرند. زيرا اساساً اين حق متعلق به قرباني است كه با بخشش خود قبل از مرگ، حق قصاص را از بين برده است.

ثالثاً: بخشش بايد كامل باشد; يعني تا تحقق هيچ شرطي نبايد تعليق شود. مثلاً اگر پدر مقتول بگويد در صورت انجام فلان كار قاتل را مي بخشم، اين بخشش محقق نمي شود. البته قبل از اجراي حكم مجدداً بررسي مي شود كه آيا شرط محقق شده است يا خير، در صورت عدم تحقق شرط همچنان حق قصاص براي صاحب آن محفوظ است.

رابعاً ـ اعراض از قصاص ممكن است بلاعوض يا در ازاي ديه (به ميزاني كه رئيس قوه قضائيه هر سال اعلام مي كند) يا كمتر يا بيشتر از آن باشد كه در اين صورت سازش ناميده مي شود. لازم به ذكر است در صورتي كه مقتول ديني داشته باشد و باقي مانده ارث از وي براي پرداخت دين كافي نباشد، ورثه نمي توانند بدون پرداخت يا ضمانت ديون قاتل را مجانا ببخشند و در صورت انجام، مكلفند. بهبدهي متوفي را از اموال خود بپردازند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ شهريور ۱۴۰۱ساعت: ۱۱:۳۵:۳۲ توسط:احمد طيبي موضوع: نظرات (0)